X
تبلیغات

اسما خداوند متعال

شعر دانلود

شعر دانلود

شعر و دانلود

عشق من

آپلود عکس


 

نوشته شده توسط فرحناز در جمعه چهارم بهمن 1392 ساعت 22:59 موضوع | لینک ثابت



هـــــــر عشــــــــــقي ميميــــــرد

خـــــــامـــــــــوشي ميــگيــــــــرد

عشـــق تــــــو نمي ميـــــــــــــرد

بـــــــاور كــــــن بــــعد از تــــــــــو

ديــــگـــــــري در قلبـــــــــــــــــــم

جـــايـــت را نـــمي گيـــــــرد . . .



 

نوشته شده توسط فرحناز در جمعه چهارم بهمن 1392 ساعت 22:45 موضوع | لینک ثابت


زندگی چیست


ميدوني خدا وقتي آدمو خلق کرد و داشت بدرقه اش مي کرد بهش چي گفت ؟

 گفت جايي که ميري مردمي داره که مي شکوننت

 نکنه غصه بخوري
 
همه جا باهاتم

 تو تنها نيستي

 تو کوله بارت عشق گذاشتم که بگذري

 قلب گذاشتم که جا بدي

 اشک گذاشتم که همراهيت کنه

 و

 مرگ که برگردي پيش خودم


 

نوشته شده توسط فرحناز در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ساعت 21:8 موضوع | لینک ثابت


چقدر سخته که چشمات رنگه غم باشه ولی ظاهر پر از خنده ...
چقدر سخته که عشقت اسمون باشه ولی اسون بگن چنده ؟؟؟
چقدر سخته تو خونت عین مهمون شی
بپوسی خسته ویرون شی
چقدر سخته دلت پر باشه ساکت شی
ولی تو سینه داغون شی....


 

نوشته شده توسط فرحناز در جمعه یکم دی 1391 ساعت 16:26 موضوع | لینک ثابت


در سکوت تنهایی خود به یادتت می افتم

و سرپای وجودم از عشقت لبریز میشود

و به امید روزی که بیایی و غروب دلتنگی ها را به سپیده با تو بودن برسانی

و دفتر سرنوشت مرا با سرانگشت معجزه گرت ورق بزنی

وقتی به تو فکر میکنم

در خلوت تنهایی ام دیگر تنها نیستم

آنقدر با نیامدنهایت دلم را شکستی

که آخر نمیدانم با آمدنت کدامین تکه های دلم شاد میشوند..


 

نوشته شده توسط فرحناز در چهارشنبه پانزدهم آذر 1391 ساعت 17:55 موضوع | لینک ثابت


پسرم دوستت دارم

نمی دانم چشمانت با من چه میکند

فقط وقتی که نگاهم میکنی …

چنان دلم از شیطنت نگاهت می لرزد

که حس میکنم چقدر زیباست

فدا شدن برای چشمهایی که تمام دنیاست…

 


 

نوشته شده توسط فرحناز در چهارشنبه پانزدهم آذر 1391 ساعت 17:38 موضوع | لینک ثابت


یوسفم ویونس دوستتاندارم


 

نوشته شده توسط فرحناز در شنبه یازدهم آذر 1391 ساعت 17:55 موضوع | لینک ثابت


بــرای دوبــاره آمــدنــش دعـــا نــکـن


شــایــد وقــتــی آمــد


هــمــانــی نــبـاشـــد کـه رفــتـه بـــود...


 

نوشته شده توسط فرحناز در شنبه یازدهم آذر 1391 ساعت 17:51 موضوع | لینک ثابت


نیلو جان دوستت دارم توچی

 

میان ابروانت گیر کردم
مرا وا کن
تماشا کن
به روی گوشه لب های زیبایت
مرا جا کن....

 


 

نوشته شده توسط فرحناز در شنبه یازدهم آذر 1391 ساعت 17:46 موضوع | لینک ثابت


با تقدیم به مادر عزیزم

 

گاهی

گاهی گمان نمیکنی و می شود

گاهی نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دوره دعا بی استجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدایی بخت یار نیست

گاهی تمام شهر گدای تو می شود


 

نوشته شده توسط فرحناز در شنبه یازدهم آذر 1391 ساعت 17:44 موضوع | لینک ثابت



جاوا اسكریپت